تبليغاتX
شباهنگ(گلاویژ)

شباهنگ(گلاویژ)
در دور دست های پوشیده از برف روزی گل های شقایق خواهند روئید....

در فراسوي مرزهاي تنت تو را دوست مي دارم.

آينه ها و شب پره هاي مشتاق را به من بده

روشني و شراب را

آسمان بلند و كمان گشاده ي پل

پرنده ها و قوس قزح را به من بده

و راه آخرين را

در پرده اي كه مي زني مكرر كن.

در فراسوي مرزهاي تنم

تو را دوست مي دارم.

در آن دور دستِ بعيد

كه رسالت اندام ها پايان مي پذيرد

و شعله و شور و تش ها و خواهش ها

به تمامي

فرومي نشيند

و هر معنا قالب لفظ را وا مي گذارد

چنان چون روحي

كه جسد را در پايان سفر،

تا به هجوم كركس ها ي پايانش وانهد

در فراسوهاي عشق

تو را دوست مي دارم،

در فراسوهاي پرده و رنگ.

در فراسو هاي پيكر هاي مان

با من وعده ي ديداري بده.

(شاملو)

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 17:39 توسط شباهنگ(گلاویژ) |