تبليغاتX
شباهنگ(گلاویژ)

شباهنگ(گلاویژ)
در دور دست های پوشیده از برف روزی گل های شقایق خواهند روئید....

براي دلداري…!

 كسي تو را نفهميد!

 تو ،كه در اشك پاكت آسمان آبستن هلال نو را مي زائيد

 و در ياقوتِ چشمانِ ترت ماه بدر مي شد،

 ستاره ها از شرم حضور تو به پس پرده ي ابر مي گريختند

 و گاه دلتنگي ات،

ابر مي باريد و صاعقه مي غريد

 ـ به ياد دارم صبحدمي را كه با نوازشِ نگاهت غنچه گلي سرخ شكفت

  ـ به ياد دارم غروبي را كه خورشيد در سوگ رفتنت به خون نشست،

تو! كه دستانِ كوچكت بستري بود براي پرستو هاي بي آشيان،

 هنوز اسبان سركش آرامش را از نگاه گرم تو وام دارند.

 هنوز دل چشمه براي ديدار تو جوشان است،عزيز!

ولي افسوس كه كسي تو را نفهميد!

 بگذار كه اولين بادِ پائيزي غبار خاطرِت را از يادِشان بروبد.

(7شهوريور-1:30بامداد)

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 9:21 توسط شباهنگ(گلاویژ) |