تبليغاتX
شباهنگ(گلاویژ)

شباهنگ(گلاویژ)
در دور دست های پوشیده از برف روزی گل های شقایق خواهند روئید....

حكايت منيد

تن به دلشوره ي آبها ساييده ايد

كه اينگونه

بوي شوربختي مي دهيد

شما و اي بادها!

باد هاي پريشان

حكايت منيد

زمين

دهان گشاده به نفرين

گودالي كه به دروازه هاي دوزخ ختم مي شود

نه آبستن بذري ؛

نه سرشار رايحه اي

زمين چه دارد جز غبار

كه بر پيراهنتان بيفزايد

كه نفسهايتان را

از بوي باروت

از بوي نفرت

سنگين كند

حكايت منيد

و هنوز از من نگفته ايد

هنوز نمي دانيد آواره ترم از شما

آنچنان كه تمام بودنم را در مسير ديوانه ترين رود هاي جهان خيمه زده ام

از كنارم گذشته ايد

بي آنكه تشنگي هايم را به دريا برده باشيد

نامم را

در عاشقانه ترين نامه هاي جهان جا گذاشته ايد

و از من نگفته ايد

از من نگفته ايد

حال آنكه مرا مي وزيد

حكايت منيد

دل خون و منتشر

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 13:34 توسط شباهنگ(گلاویژ) |